تاريخچه و ريشه لغوي کاني شناسي (Mineralogy)
لغت مينرال (mineral) کاني که از قرون وسطي مورد استعمال قرار گرفته از لغت يوناني Mna (متشابه لاتيني آن Mina است) به معني "کاني" يا "گردال" (از نظر معدن شناسي) مشتق شده است، لذا نام فارسي آن يعني "کاني" معروف موادي است که از کانسارها بدست میآورند.
کانيها از نظر فيزيکي و شيميايي اجسام طبيعي و همگن هستند که تقريبا منحصرا بصورت بلور و يا لااقل توده بلورين حاوي ذرات ظريف و ريز تا درشت تشکيل میگردند. فقط معدودي از کانيهايي که آنها را بصورت جامد میشناسيم، به حالت بي شکل و يا ژلهاي وجود دارند. با توجه به همگن بودن شيميايي کانيها ، ترکيب آنها را میتوان بوسيله فرمول نشان داد. مع ذلک اين فرمول در بسياري از حالات ، منظور عادي شمي را مجسم نمیکند، به اين جهت در نگارش آن مفاهيم کريستالو شيمي به مقياس وسيعي بايد منظور گردد. براي معرفي کانيها علاوه بر فرمول آنها ، تمام خواص فيزيکي مانند خواص نوراني ، الکتريکي ، مقاومت ، سختي و بالاخره خاصيت بلورشناسي نيز مورد بررسي قرار میگيرد. اساس مطالعه اين خواص موضوع کاني شناسي عمومي را تشکيل میدهد.
اصولا يونانيها نخستين ملتي بودند که جنبه علمي کانيها را بررسي کردند مثل تالس ملطي که 485 سال قبل از ميلاد به خاصيت کهربايي کانيها اشاره کرده و تميش تکلس (527-549 ق.م) که دست به استخراج معادن زد. يک کتاب سنگ شناسي (الاحجار) که به ارسطو (322-384 ق.م) نسبت میدادند بعدها معلوم شد که در سده هشتم نوشته شده ، ولي کتابي از شاگردش يتوفر است (288-372 ق.م) بجا مانده بنام "راجع به سنگها" که شايد بتوان گفت اولين کتاب علمي کاني شناسي است.
کتاب با ارزش ديگري که بعدها نوشته شد بوسيله پزشک رومي جالينوس (201-113 م) بود. اثر دانشمند عاليقدر ايراني ، ابو علي سينا (1037-970) تحت عنوان "درباره کانيها" را شايد بتوان گفت اولين کتابي است که کانيها را بطور سيستماتيک به چهار دسته تقسيم کرده است. از اروپاييان از کاني شناس آلماني آلبرت فون بول (280-119 م)ياد میکنيم اين شخص که به ماگنوس معروف است داراري پنج جلد کتاب از زمينه کاني شناسي است. از دو شخصيت ديگر آلماني به نامهاي باسيلوس والنتين و آگريکولا (1623-1555) ياد میکنيم که شخص اخير بعدها به پدر کاني شناسي معروف گشت.
سنكا Seneca ( سال 65 ميلادي) براي نخستين بار نشان داد كه سنگهاي پر بها درميان شنهاي رودخانه يافت ميشوند.
ابوريحان بيروني (362ـ440) چگالسنج (پكينومتر) را جهت تعييين چگالي كانيها اختراع غدد و زكرياابنمحمدبنمحمود قويني (600 هـ 682) كشف كرد كه ياقوت سرخ و ياقوت كبود هر دو يك كاني هستند كه به دو رنگ مختلف ديده ميشوند. زيرا اين كانيها از لحاظ شكل تبلور يك متر. اين نخستين باري بود كه شكل بلورين كاني مورد توجه قرار گرفته است.
نيكولا استنون (1638-1686)در رابطه با كوارتز اظهار داشت كه زاويه بين رويههاي اين كاني همواره ثابت است.حتي اگر طول رويههاي آن تغيير نمايد.
گئوگورگ بوئر (1494ـ1555)در كتابي سختي شكستگي، رنگ و سايه خواص كانيها را مورد بررسي قرار داد. وي معتقد بود رگههاي كاني در شكافهايي كه در اثر حركت زمين تشكيل شده است از مواد محلول موجود در آبهاي فرورونده يا آبهايي كه از اعماق زمين بالا مي آيند تشكيل شدهاند.
سيستم تبلور كانيها را رندژوستهائوي (1743ـ1822) به هفت دستگاه اصلي تقسيم نمود. كه امروزه نيز مورد قبول است.
آخرين شخصي که کانيها را از نظر ظاهري مورد مطالعه قرار داد، کاني شناس روسي لموسوف (1711-1765) بود. در سال 1669 يک دانشمند دانمارکي به نام نيلس استنسن قانون ثابت بودن زوايا را کشف کرد. در همين سال شخص ديگري به نام اراسموس بارتولينوس موفق به کشف شکست مضاعف کليست ايسلندي گرديد. قانون پارامتر وايس آلماني در دهه دوم قرن بيستم وضع کرد. در سال 1830 هسل 32 کلاسه را ثابت کرد، پس از آن با استفاده از محاسبات رياضي فدروف روسي و شنفليس آلماني 230 شبکه فضايي را ثابت کردند. با کشف اشعه ايکس بوسيله رنتگن ، تحول عظيمي در کاني شناسي بوجود آمد بدينوسيله براي اولين مرتبه ماکس فون لاوه موفق به مطالعه ساختمان داخلي کريستال گرديد. بعد از اينکه استفاده از اشعه ايکس در کاني شناسي نشان داده شد، براگ در سال 1913 اولين ساختمان يعني شبکه نمک طعام را معرفي نمود.
منبع:www.geoaria.blogfa.com
با سلام.من سارا ماسوری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معدن هستم.امیدوارم مطالب برای شما دوست عزیز مفید و موثر باشد.در آخر از این که از وبلاگ دیدن کردید،سپاسگزارم.نظر یادتون نره ممنونم.